Monthly Archives: April 2011

Not without me (Rumi)

Not without me (a poem by Rumi, rough translation)

Graceful you go, o’ life of life, not without me, don’t go

In the garden, with friends, not without me, don’t go

O’ the world don’t rotate, not without me, don’t go

O’ the moon don’t reflect light, not without me, don’t go

O’ the earth don’t grow, not without me, don’t go

O’ time don’t go, not without me, don’t go

To others You are love, to me King of Love

O’ You above all guesses and imagination, not without me, don’t go

Lovers O’ Lovers! Those who have seen His essence

Mad became their mind, distress became their nature

خوش خرامان میروی ، ای جان جان ، بی من مرو

ای حیات دوستان ، در بوستان بی من مرو

ای فلک بی من مگرد و ای قمر بی من متاب

ای زمین بی من مروی و ای زمان بی من مرو

….

دیگرانت عشق می خوانند و من سلطان عشق

ای تو بالاتر ز وهم این و آن ،  بی من مرو

….

ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او

شوریده گردد عقل او آشفته گردد خوی او




Advertisements

Rumi: Where are you, the Martyrs of God?

A poem to the martyrs by Rumi:

Where are you, the martyrs of God

the trouble seekers of Karbalaish desert;

Where are you, the high spirited souls in love

Flying higher than heavenly birds;

….

Where are you, you broke free of chains

Granted freedom to the indebted souls;

کجایید ای شهیدان خدایی
بلاجویان دشت کربلایی
کجایید ای سبک روحان عاشق
پرنده​تر ز مرغان هوایی
کجایید ای شهان آسمانی
بدانسته فلک را درگشایی
کجایید ای ز جان و جا رهیده
کسی مر عقل را گوید کجایی
کجایید ای در زندان شکسته
بداده وام داران را رهایی
کجایید ای در مخزن گشاده
کجایید ای نوای بی​نوایی
درین بحرید کین عالم کف اوست
زمانی بیش دارید آشنایی
کف دریاست صورت های عالم
زکف بگذر اگر اهل صفایی
دلم کف کرد زن نقش سخن شد
بهل نقش و به دل رو گر زمانی
برآی ای شمس تبریزی ز مشرق
که اصل اصل هر ضیایی